عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
40
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
مصطفى ع كه ثواب خواندن آن هر دو سوره فردا آيد در صورت دو ميغ و بر سر خوانندهء آن سايه مىدارند . و گفت هر خانهء كه در آن سورة البقره برخوانند سه شبان روز شيطان از آن خانه بگريزد . عبد اللَّه بن مسعود گفت شيطان بر عمر خطاب رسيد در كويى از كويهاى مدينه و با وى برآويخت عمر او را بر زمين زد ، شيطان گفت - دعنى حتى اخبرك بشيء يعجبك ، عمر دست از وى بازگرفت ، آنكه گفت يا عمر بدانك شيطان هر گه كه از سورة البقرة چيزى بشنود بگدازد از شنيدن آن و بگريزد . و له خبج كخبج الحمار . و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - تعلّموا البقرة فانّ اخذها بركة ، و تركها حسرة و لن تستطيعها البطلة ، قيل يا رسول اللَّه و ما البطلة ؟ قال السحرة . و عن وهب بن منبه قال من قرأ فى ليلة الجمعة سورة البقره و آل عمران كان له نور ما بين عجيبا و غريبا . قال وهب - عجيبا اسفل الارضين و غريبا العرش : ابو اليمان الهوزنى گفت : در عهد ما مردى بود تازه جوان ، شبى بخفت ، بامداد كه برخاست موى سرو محاسن وى همه سپيد بود . گفتيم چه رسيد ترا در خواب ؟ گفت قيامت نمودند ما را در خواب ، و وادى عظيم ديدم از آتش و بر سر آن جسرى باريك بر حدّ تيغ شمشير ، و مردم را بنامهاى ايشان ميخواندند و بر آن جسر ميگذرانيدند ، يكى مى رست و ديگرى مىخست ، يكى ميگذشت و يكى در آتش مىافتاد ، آن گه مرا خواندند بنام خود رفتم بر آن جسر و ميلرزيدم و براست و چپ ميچسبيدم ، آخر دو مرغ سفيد را ديدم يكى براست و يكى به چپ و مرا راست ميداشتند و از آتش نگاه ميداشتند ، تا آخر به آن جسر باز گذشتم . آن گه آن مرغان را گفتم كه شما چه باشيد و كىايد ؟ گفتند . ما سورة البقره و آل عمران كه اللَّه تعالى ترا بما خلاص داد كه ما را بسيار خواندهاى . بو ذر غفارى از مصطفى پرسيد كه از قرآن كدام سوره مه ؟ جواب داد كه سورة البقره . پرسيد كه از اين سوره كدام آيت بزرگوارتر ؟ گفت : آنچه در آن كرسى ياد كرده است يعنى آية الكرسى كه پنجاه كلمه است همه تقديس خداوند عزّ و جل . و در سورة البقرة پانزده مثل است ، و صد و سى حكم ، و خود در آية دين به آخر